تبلیغات
۩۞۩ :::.روستای آهو.::: ۩۞۩

آهوروستایی در60کیلومتری شهراراک و5کیلومتری شهرستان آشتیان

امیداسماعیلی کیست؟

آرشیو

آخرین پستها

دوستان

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسنده

نظرسنجی آهویی

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:1390/10/10-17:41

عضویت آهو درfacebook

آهو را با نام omid esmailie ahooie در سایت جهانی فیس بوک بیابید





تاریخ:1390/09/1-20:49

بالاخره در یه مجله نام آهو برده شد

سلام
پس از ایجاد شایعه های فراوان در شبکه های ماهواره ای وگاف تبلیغاتی غربی ها که قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس رو با حاج قاسم آقا اشتباه گرفته بودن وادعا کرده بودن که مخفیگاه این فرمانده سپاه قدس در روستای آهو قرار داره. بالاخره تونستم تو مجله سیاسی پنجره این موضوع رو روشن گری کنم.

عکسی که از مرحوم حاج قاسم آقا تو مجله مشاهده می کنید مربوط به بازگشت پدر بزرگم از حج هستش.

دیگه باقیشو خودتون تو عکس ببینید.


برای مشاهده مجله وعکس حاج قاسم آقا روی ستاره کلیک کنید.


*




تاریخ:1390/08/28-07:16

10پرسش از دهیارروستای آهو(محمدکاظمی)

با سلام
امروز با 10سوالی که از دهیار فعلی روستا به صورت حضوری پرسیدم در خدممتون هستم.
آقای کاظمی تا جایی که تونستن جواب ما رو دادن اما در بعضی موارد هم به نظر می رسه که ما رو دور زدن.


 1.بعضی طرح ها مانند مرمت امامزاده شهربانو و آسفالت جاده بالای روستای آهو بدون هیچ فعالیتی دست نخورده با قی مانده است.علت چیست؟
 پاسخ:در اینگونه طرح ها ،بودجه به طور کامل به دست ما نمی رسد اما وعده ای برای پرداخت بودجه داده می شود وبا این امید این فعالیت های عمرانی آغاز می شود.اما می توانم قول دهم که آسفالت جاده بالای روستای آهو به زودی و در آینده ای نزدیک صورت می گیرد.
 2.از چاه آب روستای آهو چه خبر؟آیا دیگه امیدی به برگشت نیست؟
 من از همان روزهای ابتدایی انجام این کار میدانستم که آب روستای آهو انتقال می یابد ،چون کارشان را با قانون پیش بردند.اگر آن زمان ما هم به قانون متوسل می شدیم امیدهایی داشتیم.
 3.مزایده حمام روستای آهو واقعیت دارد؟
 بله .بله.حتی این خبر را من خودم برای اعلام خطر بیان کردم.به علت نرسیدن به حمام روستا،این حمام به مزایده گذاشته می شود.البته این کار توسط اداره اوقاف صورت می گیرد.
 4.چرا به بعضی از ساخت وسازهای روستای آهو امکانات اولیه مثل آب وبرق و بخصوص گاز داده نمی شود؟
 این سوال کمی اشتباه است.اگر ساخت وسازها در محدوده مجاز ساخت وساز ساخته شود حتما امکانات داده می شود.
 5.آیا دهیاری روستا درآمدی هم دارد؟
 در آمد مشخصی نه.اما دهیاری موظف است که در برابر ساخت وسازها مبلغی دریافت کند و هزینه های روستا را تا حدودی با آن تامین کند.البته مصارف دیگری هم دارد.
 6.آیا از شورای فعلی روستا راضی هستید؟
 بله . این شورا بدون هیچ بودجه ای کار می کند و نباید از آنها توقع بیش از حد داشت.
 7.آیا برای محرم وصفر در روستای آهو برنامه خاصی وجود دارد؟
 بله .مثل هر سال ،البته با نظمی بیش تر.نماز جماعت برقرار است و انشالله مراسم تعزیه با حضور گرم دوستان برقرار می باشد.
 8.آیا به اینترنت دسترسی دارید وآیا از وبلاگ ها و وب سایت های روستای آهو دیدن می کنید؟
 بله.تا حدودی.در بعضی مواقع به بعضی از این گروه ها سر می زنم و خوشحال می شوم.اما تلاش بیش تری مورد نیاز است.
 9.آیا درگاه یا شماره تماسی برای ارتباط با دهیاری وجود ندارد؟
 پس از تکمیل دفتر دهیاری .انشالله حداقل یک شماره تماس برای ارتباط با دهیاری اعلام خواهیم کرد
 10.آیا در کل از فعالیت های خود راضی هستید؟
 این سوال را باید از اهالی روستا بپرسی ،اما در یک کلام می توانم بگویم من تلاش خود را تا جایی که امکان داشت کرده ام.متشکرم





تاریخ:1390/08/17-19:07

مصاحبه با دهیار و یکی از اعضای شورا در هفته آینده

با سلام
انشالله تا هفته آینده یک مصاحبه با دهیار و یکی از اعضای شورا صورت می گیرد که شما رو در هفته آینده از اون مطلع می کنیم.

تا شاید بتونیم نشون بدیم که این مشکلات روستای آهو از کجا ریشه گرفته.







تاریخ:1390/08/14-13:36

جواب امیداسماعیلی وخواهش ازm

با سلام


در سوالات خود پرسیده بودید که این وبلاگ آیا از سوی اشخاص دیگر بازدید و مدیریت می شود.لازم است بگویم که هر بخش این وبلاگ توسط اشخاص مختلفی مدیریت می شه که:
بخش نظرسنجی و امور مطالب:امیداسماعیلی
بخش قالب و ویرایش کدها:حامدرضایی
بخش صندوق پیام و لینکدونی:محمد حاجی بابایی


پرسیده بودید که چرا به تلفن ها جواب نمی دم.در پاسخ باید بگم که این خط برای تماس نیست وتنها برای ارسال smsمی باشد.


پرسیده بودید چرا وبلاگ هفته ای یکبار هم آپدیت نمی شود.در پاسخ به این سوال با شما مخالفم .این وبلاگ به طور میانگین حدود هر4روز یکبار آپدیت وهر روز دو بار نظرات وبلاگ مطالعه می شود.

پرسیده بودید چرا نظرات وبلاگ شده شعر وشاعری که در پاسخ میگم من هم با این رویه مخالفم واز تمام دوستان می خوام که نظراتشون در محدوده کاری وبلاگ باشه((مخصوصا از شخصی که با نامmنظر می ذاره)








تاریخ:1390/08/12-19:27

امکان جدید وبلاگ امیداسماعیلی((شما هم در وبلاگ روستای خودتان سهیم باشید))

سلام

بالاخره کاری که می خواستم رو تونستم انجام بدم و قسمت ثبت مطلب توسط بازدیدکنندگان رو فعال کردم.

این قسمت به این صورته که شما می تونید به طور مستقیم مطالب و افکار خودتون رو در این وبلاگ قرار بدید.یعنی در اصل از این لحظه به بعداین وبلاگ گروهی هستش.

ثبت مطلب هم خیلی راحته.به این صورته که پس از ورود به وبلاگ در قسمت بالای وبلاگ و در کنار آرم بزرگ روستای آهو، قسمتی قرار داره که نوشته شده((ثبت مطلب در وبلاگ توسط بازدید کنندگان)).روی این لینک کلیک کنید.
صفحه ای باز میشه که دراون می تونید مطلب خودتون رو بذارید.

پس از تایید مدیر وبلاگ که بیش از 24 ساعت طول نمی کشه.این مطلب در وبلاگ قرار می گیره.

از حالا به بعد شما هم نظرات ومطالب خودتون رو برای وبلاگ بقرستید تا هم ولایتی ها ودوستداران آهو از اون استفاده کنن.

از همین حالا شروع کنید




تاریخ:1390/08/12-18:54

پخش مستندی از روستای آهو در برنامه تلویزیونی پارک ملت((شایعه یا واقعیت))

این روزا یه حرفایی شنیدم که نمی دونم واقعیته یا یه شایعه هستش.
این طور که گفته میشه مثل اینکه قراره این شبا یه مستند چند دقیقه ای از روستای آهو در برنامه پارک ملت شبکه یک که حدودای ساعت 11شب پخش می شه،نشون داده بشه.

البته دارم میگم که مطمین نیستم  و فکر می کنم در حد شایعه باشه ولی پیامک هایی به دستم رسیده که این موضوع رو تایید می کنه.

اگه کسی خبری از این موضوع داره در قسمت نظرات وبلاگ ثبت کنه

http://www.bornanews.ir/Image/News/2011/9/74633_634508162315862907_l.jpg




تاریخ:1390/08/4-19:31

دسته گل جدید شورای آهو((مزایده حمام روستا))

سلام
پس از موفقیت شورای روستای آهو در حفظ آب چاه روستا و موفقیت در آبادانی روستا و تسریع بخشیدن در آسفالت جاده بالای روستا و ... شورای آهو دسته گل جدیدی به آب داد.
فکر کنم با این میزان دسته گل،تولیدات گل روستای آهو از کشور هلند هم بیش تر شد.

از یک منبع معتبر خبری به دستم رسید که تا حدودی خودم هم اون رو شنیده بودم اما ایندفه دیگه با مدرک شنیدم.
مثل اینکه مدتها هستش که از شورا و...خواسته شده بوده که نسبت به ترمیم و راه اندازی مجدد حمام روستای آهو اقداماتی انجام بشه.از اون جایی که اهالی شورا خیلی به فکر اهالی هستن دیگه مردم رو به زحمت ننداختن و این دستور رو هم عملی نکردن.
تا این که شنیدم مدتی پیش نامه ای رسمی از اداره اوقاف به شورا و دهیاری روستا ارسال کرده و در اون اظهار داشته که در نظر داره حمام روستای آهو رو در مزایده ای به فروش برسونن.

باز هم میگم که این خبر از منبعی معتبر به صورت یک فایل صوتی به من داده شده و خواسته که اسمشون رو نیارم.در این فایل صوتی افرادی که برای آهو خیلی خیلی خیلی زحمت میکشن مثل آقای محمدرضا توانا ،کاظمی ،نعیمی صحبت کردن.البته این صدا به طور مخفی ضبط شده و فعلا لازم نمی دونم اون رو تو وبلاگ قرار بدم چون ...

حالا به نظر شما کی مقصره:
اعضای شورایی که تنها اسمی رو برای خودشون یدک می کشن.
دهیار روستا
اهالی روستا که نسبت به مرمت حمام اقدام نکردن

نظرتون رو بدید.در ضمن اگه خبر جدیدتری از این موضوع داری هم برام بفرس






تاریخ:1390/08/4-18:24

خسرو عبدلی آهویی درگذشت

با کمال تاسف درگذشت جناب آقای خسرو عبدلی آهویی را به خانواده این مرحوم و تمام آهویی ها تسلیت عرض می کنیم.

به همین مناسبت مجلس ترحیمی در روز پنج شنبه مورخ 5آبان در مسجدفاطمیه ی محله ی افسریه برگزار می گردد.
برای شادی روح آن مرحوم صلواتی ختم بفرمایید.




تاریخ:1390/08/2-17:55

آقای توانا،مردی توانا

سلام
امروز مثل هرروز اومدم ونظرات وبلاگ رو بازدید کردم دیدم که شخصی به نام حسین توانا نظری گذاشته ودر اون از فروم خودش تبلیغ کرده.
در یه کلام می تونم بگم که آفرین.آفرین.مگه اینکه شما به فکر آهو باشید وگرنه اگه بخوایم منتظر کارای شورا باشیم که...

در اینجا از این کار آقای حسین توانا کمال تشکر رو دارم که در این انجمن به تمام مسایل آهو می پردازه وانشالله در کارشون موفق باشه و حتما گروه وبلاگ آهو قطعه ای از بهشت ایشون رو در این راه کمک می کنه.

در پایان از تمام عزیزان هم ولایتی می خوام که از این فروم دیدن کنن.کار فاخر وارزشمندی هستش.


www.ahooblog.vcp.ir/forum
((امیداسماعیلی))






تاریخ:1390/07/30-20:59

بررسی یک موضوع نو وکهنه

سلام
امروز اومدم تا در مورد موضوعی که شاید خیلی وقته از اون گذشته باشه اما هیچ وقت کهنه نمیشه با هم صحبت کنیم.
برمی گردیم به چند سال پیش.زمانی که داشت یه چاه توی روستا حفر می شد.حالا نمی دونم بگم که برای استفاده آهو حفر شد یا...
چندسالی گذشت،خبری نبود.تا این که کم کم بوی این می اومد که می خوان آب چاه روستای آهو که باعث کاهش چشمگیر آب های زیر زمینی روستاشده رو به جاهای دیگه انتقال میدن.

تو اون زمان هیچ کس فکر نمی کرد که موضوع جدی باشه تا این که یه روز یکی از اهالی اومد روستا و گفت که اطراف چاه شلوغه.همه مردم ریختن اونجا و به قول خدمون یه کاری کردیم که دیگه برنگردن.هر روز هم به بهانه هایی دور چاه جمع می شدیم و ...
پس از مدتی همه فکر کردن که مثل اینکه واقعا بی خیال شدن.همون موقع بود که دهیار روستا می گفت که اینا رفتن تا از راه قانونی اقدام کنن.
پس از مدتی دوباره اطراف چاه شلوغ شد اما این بار ماموران نیروی انتظامی از مردم بیش تر بودن.به نقل از اهالی شنیدم که با هیچ کس شوخی نداشتن و...
باقی اون رو هم خودتون می دونید.

اما چیزی که من رو متحیر کرده سکوت پس از این اقدامات هستش.پس از این اتفاقات هیچ یک از مسیولان خودشو مقصر ندونست و خودش رو پاک از گناهی دونست.

به نظر شما کی مقصر بود:دهیاری،شورا،اهالی روستا،یا مایی که نفسمون از جای گرم بلند میشه


این عکس همیشه داغ منو تازه می کنه...


http://www.upsara.com/images/vl8poygh7hwc6cqg2fjq.jpg





تاریخ:1390/07/29-10:40

معذرت،تسلیت،خاطره

با سلام
اول از هرچیزی معذرت می خوام که مدتی نبودم .مسایلی دست به دست هم داده بود که کمی از وبلاگ دور بشم که انشالله جبران می کنم

در ادامه با ید درگذشت جناب آقای علی رضایی رو به همتون تسلیت می گم و انشالله خداوند ایشون رو غریق رحمت ولطف خودش بگردونه.

درضمن یه فیلم 20دقیقه ای مرحوم رضایی دارم که انشالله به زودی در وبلاگ قرار میدم.

...
درپایان با ید عرض کنم اون دوستی که گفته بود که به تماس تلفنی درست جواب نمی دم بره جواب نظرشو تو قسمت نظرات ببینه.


با عرض پوزش،خدانگه دار




تاریخ:1390/06/25-09:43

لغت نامه جدید وکلمات محاوره ای اهالی روستای آهو

سلام
امروز اومدم تا دوباره لغت نامه ای از کلمات محاوره ای اهالی روستا رو معرفی کنم .البته قبلا هم این کار رو کرده بودم که خوشبختانه دوستان دیگر اون مطلب رو در وبلاگ خودشون وبه نام خودشون ثبت کردن.حالا امروز می خوام یکی از کامل ترین لغت نامه های روستا رو بنویسم.

 هاولیکمسلام رایج روستاییان
جعده
جاده 
آیزاله
فضولات گاو
دسقاله
 داس
دیفار
 دیوار،البته دراصل لغت نامه به دیوار های گلی گویند
پت
بینی ولب،برخی به فاصله بین لب وبینی گویند
 توممانشلوار،تن پوش
 هیمه دان
 محل جمع کردن وسوزاندن چوب
سرخور
 ناسزایی آهویی
کولاس
ناسزایی آهویی،به زبان ترکی معنی مزاحم می دهد
ملیچک
گنجشک،عموما به گنجشک های کوچک گفته می شود.
نحسی
اذیت ودردسر
اقوربخیر
روز وساعاتتان بخیر
چرفی
چربی
 چُر...
 سیزانعموما به مکان های خنک منزل گفته می شود،بادگیر. اولین اتاق پس از در ورودی
سر رومزار
 قبرستان روستا
قره کورره
نخودفرنگی.البته اندازه آن از اندازه اصلی نخود فرنگی کوچک تر است
 قزقانبه تشت های بزرگ گفته می شود،نوعی ظرف
تُنگ
پارچ آب خوری
کولوخ داغ
سیب زمینی پخته شده به صورتی که در تهیه آن از کلوخ استفاده می شود.
عنبرنسارا فضولات الاغ
کرکلیچ
فضولات گنجشک
اشنیز
آرنج

 چوقچوب
 دهن دره
خمیازه
حقک
سکسکه
 لغات شما
لغات شما
لغات شما
لغات شما
لغات شما
لغات شما
 لغات شما  لغات شما
 لغات شما  لغات شما
 لغات شما  لغات شما
 لغات شما  لغات شما

درپایان اگه لغتی رو شما می دونید که در اینجا نوشته نشده،که البته تعدادش زیاده ،لطفا در قسمت نظرات بنویسید.   



تاریخ:1390/06/21-20:20

ساخت وسازدر روستای آهو

با سلام
امروز می خوام در مورد مطلبی صحبت کنم که این روز ها خیلی تو آهو سرش بحثه.
آره ساخت وساز تو روستا.
این روزها هرکسی که یه زمینی تو روستا می گیره ،می خواد توآهو یه خونه یا ویلا بسازه،که البته کار بسیار خوبیه چون با این کار هم درآمد روستا ودهیاری زیاد میشه و هم با عث افزایش جمعیت میشه((البته تو روزهای تعطیل))

البته تو این ساخت وسازها حاشیه هایی هم وجود داره.
مثلا آقایxکه می خواد تو روستا خونه بسازه اما چون قبلا تو زمینش قنات بوده مجوز نمی دن ویا آقای y که تا می خواد شروع کنه به ساخت و ساز ،یه نفر دیگه زمین رو صاحب میشه.

موضوعی که من رو به این فکر انداخت که این مطلب رو بنویسم،نظر یکی از دوستان در رابطه با ساخت وسازهای یکی از اشخاص در آهو بود.
حالا ما در اینجا می خوایم که به این موضوع بپردازیم.

در نظرات وبلاگ، شخصی از ساخت وسازهای آقای ک در زیر آبادی انتقاد کرده بود و با کار ایشون مخالف بود والبته دلایلی هم برای این نظر خودشون بیان کرده بودن.حالا می خوایم که مو شکافی کنیم.

اولا که آقای ک تا جایی که من پرس وجو کردم ساخت وساز غیر قانونی انجام نداده اند وتعداد طبقات ساخته شده ایشان نیز استاندارد هست واز نظر قانونی ایرادی ندارد.

ثانیا این ساخت وساز ایشون نه تنها چهره آهو رو بد نکرده،بلکه میشه گفت که چهره آهو رو کمی مدرن تر هم کرده.

اما در موردی یکی از دوستان به ایمنی ساخت وساز ایراد گرفته بود که دراین مورد نمی توان نظر قطعی داد.اما اگر بخواهیم که به ایمنی ساخت وساز در روستا زوم کنیم متوجه می شویم که حدود 60درصد آنها غیر استاندارد هستند.

در کل با هرکسی که در مورد این ساخت وسازهای پی در پی ومتواتر در روستا صحبت می کردم ،اکثرا می گفتند که این ساخت وسازها با عث ایجاد اشتغال میشه وباعث میشه جوونای روستا هم یه پیشرفتی داشته باشن.انشالله


به آهو امید داریم




تاریخ:1390/06/4-13:37

مصدق،مردی ازدیارآهو

سلام
امروز اومدم تا درمورد یه هم ولایتی بگم که ایران خیلی بهش مدیونه.
آره،دکترمحمدمصدق
خیلی شایعات وجود داره.برخی میگن که خود محمدمصدق در آهو به دنیا اومده وبرخی دیگه میگن که پدرش درروستای آهو به دنیا اومده.
من در زیر چندتا از مطالب سایت های معتبر رو می آرم تا کمی مطمین بشیم که مصدق آهوییه.
البته من خودم هم پارسال تو تلویزیون یه مستند دیدم که گفت مصدق درروستای آهو از توابع آشتیان به دنیا اومده.

خبرگزاری آفتاب:
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران (به روایتی مصدق در روستای آهو از توابع آشتیان به دنیا آمده است) بدنیا آمد. پدرش میرزا هدایت الله آشتیانی معروف به «وزیر دفتر» از بزرگمردان دوره ناصری و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایب السلطنه ایران بود.




در سال 1314 دائی مصدق (عبدالحسین میرزا فرمانفرما) در حالیکه محمد مصدق ۱۷ سال بیشتر نداشت با بقیه افراد فامیل مادری بر علیه اتابک توطئه کردند و با دسیسه اتابک را کنار زدند و مصدق مستوفی خراسان شد. از این هنگام مصدق علاوه بر تمام آن مستمری های قبلی به دریافت پول هائی عادت کرد که در شرح وظائف مستوفی در بالا به آن اشاره شد.
هنگام مرگ میرزا هدایت الله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، و ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، محمد را «مصدق السلطنه» نامید.
محمد خان مصدق السلطنه پس از تحصیلات مقدماتی در تبریز به تهران آمد، به مستوفی گری خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود.
مصدق السلطنه در اولین انتخابات دوره مجلس مشروطیت به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولی اعتبارنامه او به دلیل سن او که به سی سال تمام نرسیده بود رد شد.
مصدق السلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد.

سایت رسمی فراهان:

محمد مصدق ملقب به مصدق السلطنه (۲۹ اردیبهشت ۱۲۶۱ - ۱۴ اسفند ۱۳۴۵) دولت‌مرد، والی و نماینده مجلس ایرانی و نخست‌وزیر ایران از ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ بود.وی همچنین به عنوان معمار ملی شدن صنعت نفت ایران که زیر نفوذ بریتانیا (شرکت نفت ایران و انگلیس بعدها بریتیش پترولیوم بی پی) بود شناخته می‌شود.

آغاز زندگی و جوانی

محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران (به روایتی مصدق در روستای آهو از توابع آشتیان به دنیا آمد، که این روایت قویتر می‌باشد همانطور که اقای محمد رضا محتاط در کتاب نامداران اراک صفحه ۲۲۰ آورده‌است.) بدنیا آمد. پدرش میرزا هدایت‌الله آشتیانی معروف به «وزیر دفتر» از بزرگمردان دوره‌ ناصری و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایب‌السلطنه ایران بود.

در سال ۱۲۷۸ دائی مصدق (عبدالحسین میرزا فرمانفرما) در حالیکه محمد مصدق ۱۷ سال بیشتر نداشت با بقیه افراد فامیل مادری بر علیه اتابک توطئه کردند و با دسیسه اتابک را کنار زدند و مصدق مستوفی خراسان شد.

هنگام مرگ میرزا هدایت‌الله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، و ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت‌الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، محمد را «مصدق‌السلطنه» نامید.

محمد خان مصدق‌السلطنه پس از تحصیلات مقدماتی در تبریز به تهران آمد، به مستوفی‌گری خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود.

مصدق‌السلطنه در اولین انتخابات دوره مجلس مشروطیت به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولی اعتبارنامه او به‌دلیل سن او که به سی سال تمام نرسیده بود رد شد.

مصدق‌السلطنه در سال ۱۲۸۷ خورشیدی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد.

والی‌گری و وزارت

مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. مصدق‌السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی‌گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. قریب چهارده ماه در کابینه‌های مختلف این سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) از معاونت وزارت مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله عازم اروپا شد. در این دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضای وثوق‌الدوله رسید و مخالفت گسترده آزادی‌خواهان ایرانی با آن شروع شد. دکتر مصدق نیز در اروپا به انتشار نامه‌هاو مقاله‌هائی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد.

اندکی بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست‌وزیری انتخاب شد، او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد.

در مراجعت به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس به والیگری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند.

پس از کودتای سید ضیاء و رضاخان، دکتر مصدق دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد ولی به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت.

با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد.

با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.

در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده‌اند بشدت مخالفت نمود.

پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با او خودداری کرد.

دوره رضاشاه

دکتر مصدق در دوره پنجم و ششم مجلس شورای ملی به وکالت مردم تهران انتخاب شد. در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض شد و رضا خان سردار سپه نخست وزیر وقت به شاهی رسید، او با این انتخاب به مخالفت برخاست.

با پایان مجلس ششم و آغاز دیکتاتوری رضاشاه دکتر مصدق خانه نشین شد و در اواخر سلطنت رضاشاه پهلوی به زندان افتاد ولی پس از چند ماه با کمک ارنست پرون (دوست ولیعهد) آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد.[۲] [۳] در سال ۱۳۲۰ پس از اشغال ایران به‌وسیله نیروهای شوروی و بریتانیا، رضا شاه از سلطنت برکنار و به آفریقای جنوبی تبعید شد و دکتر مصدق به تهران برگشت.

نهضت ملی‌شدن صنعت نفت ایران

دکتر مصدق پس از شهریور ۲۰ و سقوط رضاشاه در انتخابات دوره ۱۴ مجلس بار دیگر در مقام وکیل اول تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد. در این مجلس برای مقابله با فشار شوروی برای گرفتن امتیاز نفت شمال ایران، او طرحی قانونی را به تصویب رساند که دولت از مذاکره در مورد امتیاز نفت تا زمانی که نیروهای خارجی در ایران هستند منع می‌شد.

در انتخابات دوره ۱۵ مجلس با مداخلات قوام‌السلطنه (نخست وزیر) و شاه و ارتش، دکتر مصدق نتوانست قدم بمجلس بگذارد. در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال ۱۹۳۳ دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغه‌ای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند. بر اثر فشار افکار عمومی و همچنین مساعی اقلیت چهارنفره مجلس، خصوصا نطق چندین روزه حسین مکی در مخالفت با این لایحه، مقصود انگلیسی‌ها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم به‌سر رسید.[۴] در ۱۳۲۸ دکتر مصدق و همراهان وی همچون احمدملکی، حسین فاطمی، دکتر کریم سنجابی، مهندس احمد زیرک‌زاده و دکتر سید علی شایگان اقدام به پایه گذاری جبهه ملی ایران کردند. گسترش فعالیت‌های سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ سبب گسترش مبارزات مردم و به ویژه توجه آنان به وضع قرارداد نفت شده بود. دکتر مصدق در مجلس و بیرون از آن این جنبش را که به «نهضت ملی شدن نفت» معروف شد، هدایت می‌کرد.

ملی شدن نفت و نخست وزیری

محمد مصدق، در حال سخنرانی در دادگاه بین المللی لاههدر انتخابات مجلس شانزدهم با همه تقلبات و مداخلات شاه و دربار، صندوقهای ساختگی آراء تهران باطل شد. عبدالحسین هژیر وزیر دربار توسط جمعیت فداییان اسلام ترور شد و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق به مجلس راه یافت. پس از ترور نخست‌وزیر وقت سپهبد حاجیعلی رزم‌آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت به رهبری دکتر مصدق در مجلس تصویب شد. پس از استعفای حسین علاء که بعد از رزم‌آرا نخست وزیر شده بود، در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید و برنامه خود را اصلاح قانون انتخابات و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت اعلام کرد.

پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در مورد قرارداد نفت و شیوه انعقاد و تمدید آن داد، دادگاه بین‌المللی خود را صالح به رسیدگی به شکایت بریتانیا ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.

کشمکش با دربار و مخالفان

انتخابات دوره هفدهم مجلس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار بجایی رسید که پس از انتخاب ۸۰ نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه‌های باقی مانده را صادر کرد.

دکتر مصدق برای جلوگیری از کارشکنیهای ارتش و دربار درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در ۲۵ تیرماه ۱۳۳۱ از مقام نخست‌وزیری استعفا کرد. مجلس قوام السلطنه را به نخست‌وزیری انتخاب کرد و او با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود.

مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات در حمایت از دکتر مصدق، که به کشته شدن چندین نفر انجامید، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند. در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ دکتر مصدق بار دیگر به نخست‌وزیری ایران رسید.

آیت‌الله کاشانی پس از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به‌تدریج با بقائی، مکی و... متحد شد و به جبهه کودتاچیان پیوست. در رویداد ۹ اسفند مشخصا روحانیونی مانند کاشانی و بهبهانی در توطئه کشتن مصدق شرکت داشتند که با هوشیاری مصدق به هدف خود نرسیدند.

در ۹ اسفند ماه ۱۳۳۱ دربار با کمک عده‌ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش توطئه‌ای علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه این بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است. مصدق از نقشه اطلاع یافت و توانست جان بدر برد و توطئه شکست خورد.

چند روز بعد ، عمال دربار و چند تن از افسران اخراجی ، سرتیپ افشارطوس ، رئیس شهربانیِ دکتر مصدق را ، ربودند و پس از شکنجه کشتند.

بدنبال استعفای بسیاری از نمایندگان طرفدار مصدق، دولت اقدام به همه‌پرسی (رفراندم) در کشور کرد تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه‌پرسی (که به خاطر هم‌زمان نبودن رای‌گیری در تهران و شهرستان‌ها و جدا بودن صندوق‌های مخالفان و موافقان مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت) در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای دادند و مجلس در روز ۲۳ مرداد ۱۳۳۲ منحل شد.

خیانت آیت الله کاشانی

دکتر محمد مصدق در بیرون ساختمان مجلسآیت الله کاشانی از جمله کسانی بود که در پی حمایت مردمی از محمد مصدق به صف حامیان او پیوست. حضور او در مناقشه ۳۰ تیر که سرانجام منجر به پیروزی جبهه ملی و صنعت ملی شدن نفت و رسیدن دوباره مصدق به نخست وزیری شد، اوج همکاری روحانیون با دولت مردمی محمد مصدق بود. اما این حمایت‌ها دیری نپایید. تبلیغ شدید علیه وجهه مذهبی مصدق، ترس از رواج فعالیت‌های حزب توده و هراس نابودی دودمان تنها حاکم شیعی جهان، روحانیون را از دولت محمد مصدق دور کرد. اختلاف‌ها با چند انتصاب دولت مصدق که مورد انتقاد مذهبی‌ها بود، بالا گرفت و سرانجام منتهی به انحلال مجلس هفدهم به وسیله رفراندوم عمومی شد که کاشانی را به سمت مخالفت و دشمنی با دولت مصدق سوق داد. در ماه‌های آخر عمر دولت محمد مصدق، کاشانی گرچه سکوت کرده بود اما پیدا و پنهان و با حمایت از دسته جات مذهبی، خصوصاً گروه "شعبان بی مخ"، اعلام مکرر در خطر بودن اسلام و تحریک به مقاومت گروه‌هایی که عقله مذهبی داشتند، آشکارا به تضعیف دولت محمد مصدق اهتمام ورزید. درنتیجه کودتاچیان که از این اختلاف بیش ترین استفاده را برده بودند، کار مردمی ترین دولت تاریخ معاصر ایران را یک سره ساختند. پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، آیت الله کاشانی به شاهی که با کودتا علیه دولت قانونی کشور خود، به کشور و قدرت بازگشته بود تبریک گفت و او را از جمله کسانی می‌دانند که در نوشتن پیام تبریک مرجعیت زمان، بروجردی به شاه دخیل بود. در یک اظهارنظر آشکار پس از کودتا نیز کاشانی گفت:

«مصدق شاه را مجبور کرد که ایران را ترک نماید اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد بازگشت. ملت شاه را دوست دارد و رژیم جمهوری مناسب ایران نیست»

کودتا علیه دولت مصدق

در کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه‌ سازمان‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق، شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رئیس گارد سلطنتی، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی ابلاغ کند. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده‌ای از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست‌وزیری رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند.

در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولت‌های آمریکا و بریتانیا دست به کودتای دیگری زدند که این‌بار باعث سقوط دولت مصدق گشت. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابان‌ها کشانید. کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری سرلشکر زاهدی تسلیم کردند. بدین ترتیب در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) سازمانهای جاسوسی بریتانیا و ایالات متحده آمریکا با کودتا دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهلوی را که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندند.

محاکمه و زندان و خانه نشینی

مصدق به منزلش در روستای احمدآباد تبعید شدمصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد در دادگاه نظامی محاکمه شد. او در دادگاه از کارها و نظرات خود دفاع کرد. دادگاه وی را به سه سال زندان محکوم کرد. پس از گذراندن سه سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعید شد و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.

در سال ۱۳۴۲ همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق دو پسر و سه دختر بود.

در ۱۴ اسفند ماه ۱۳۴۵ ساعت ۶ صبح دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن ۸۴ سالگی درگذشت. مصدق وصیت کرده بود او را کنار شهدای ۳۰ تیر در ابن بابویه دفن کنند، ولی با مخالفت شاه چنبن نشد و او در یکی از اتاقهای خانه‌اش در احمدآباد به خاک سپرده شد.


البته سایت ویکی پدیا نیز به این موضوع اشاره دارد.


نظر شما چیست؟





تاریخ:1390/05/30-18:46

پاسخ امیداسماعیلی بعد از مدتی کوتاه

با سلام خدمت شما دوست عزیز
در مدتی که نبودم،متوجه شدم که باعث وجود بعضی انحرافات در وبلاگ گردیده است.
به همین دلیل ،آمدم تا برخی از سوالات رو جواب بدم.
اولا از تمام کسانی که در وبلاگ نظر می گذارم خواهش می کنم که نام ونام خانوادگی خودشون رو کامل بنویسن.
درضمن خواهش می کنم که سوالات ونظرات واشعار وانتقاداتتون در محدوده فعالیت کاری وبلاگ باشه ولا غیر...

درادامه می خواهم به یک سوال کلی جواب دهم وآن این است که دربرخی سوالات مطرح می شود که چرا به صورت شفاف دهیاری برنامه خود را اعلام نمی کند(مثلا درمورد آسفالت جاده بالا)
درپاسخ باید عرض کنم که اگر دهیاری استقلال داشت،آب روستا را نمی بردند.اگر دهیاری قدرت داشت که به خانه های بالای آبادی که درحال ساخت هستند،گاز می دادند و...

البته هیچ گاه نمی خواهم دهیاری را زیر سوال ببرم چون می دانم که آقای کاظمی با تمام وجود به مردم روستا خدمت می کنند.اما این دهیاری زیر فشار است وهیچ استقلالی ندارد.
شما عزیز دل درحالی برنامه دقیق آسفالت جاده بالا را از ما می خواهی که ما حتی از برنامه ی فردا خبر نداریم.
اما درکل می توانیم بگوییم که هرگاه بودجه برسد.

درآخر می توانم بگویم که دهیارمی خواهد تلاش کند ،زحمت بکشد،خدمت کند و... اما با جیب خالی

بازهم در اینجا از همکاری دهیار محترم صمیمانه ممنونیم

عکس زیر هم عکسی است از دهیار محترم






تاریخ:1390/05/11-11:17

نقشه روستای آهو

سلام عزیزان دل
امروز براتون یه نقشه از آهو تهیه کردم که انشالله لذتشو ببرید.



برای بزرگنمایی روی نقشه کلیک کنید





تاریخ:1390/05/10-11:00

نظرات رادیدم

با سلام خدمت تمام هم ولایتی های عزیز
الان که این مطلب را می نویسم حدود نیم ساعت است که از آهو آمده ام .
تا آخر امشب مطالبی را در وبلاگ می نویسم.حتما سری بزنید.
درضمن امشب یک نقشه خیلی جالب از روستای آهو در وبلاگ می گذارم.
حتما سر بزنید.
آهوهست تا امیدهست




تاریخ:1390/05/4-09:16

پاسخ به سوالات

سلام خدمت هم ولایتی های عزیز


امروز اومدم تا هم گله کنم،هم تشکر،هم به سوالات شما جواب بدم.
اولا تشکر می کنم از تمام کسانی که از وبلاگ ما دیدن کردن،که با عث شد که هم تعداد بازدیدکنندگان وبلاگ از مرز10000نفر بگذره ،وهم تشکر می کنم که به دلیل این بازدیدها وبلاگ آهوقطعه ای ازبهشت تونست رتبه ی خودش رو تو رنکینگ گوگل ویاهو چند پله ای ارتقا بده.در ضمن بسیار خوشحال شدم که دیدم تا حالا حدود 20،30نفر قسمت هایی از مستند آهوقطعه ای از بهشت رو دانلود کردن.

اما چند گله دارم.کسانی که وارد وبلاگ میشن دو دسته هستن،یا نظر میدن یا نظر نمی دن.کسانی که نظر میدن هم دو دسته هستن ،یا موافق یا مخالف.خواهش می کنم که اگه می خواید نظر بدید،کمال ادب رو رعایت کنید،نه به خاطر من ،بلکه به خاطر هم ولایتی های عزیز که می خوان نظرات وبلاگ رو بخونن.

واما یک خبر کسانی که می خواهند نظر یا انتقاد یا پیشنهادی رو به ما برسونن می تونن علاوه بر اینکه در قسمت نظرات ثبت کنن،به وسیله یک smsبرای ما به شماره09355188184 ارسال کنن((لطفا تماس نگیرید،چون امکان داره قادر به پاسخگویی نباشم وشما باید همین جوری آهنگ گوش بدید))

وخبرآخر
کسانی که برای ما نظر گذاشته بودن.به قسمت نظرات برن،جوابشون به طور کامل در زیر نظرشون قرار گرفته.در ضمن سوالات پرسیده شده از دهیار هم جواب داده شده است.

((آهوهست تا امیدهست))